كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٥٥
فقه اسلامى داراى حقوق فردى و اجتماعى فراوانى است. برخى از اين حقوق عبارتاند از:
حق الفقراء، حق الامام و المأموم، حق الزّوجه، حق الزوج، حق المسلم على المسلم، حق الطفل، حق المجنى عليه، حق المرتهن، حق الجوار، حق المالك، حق المساكين، حق الوارث، حق المدعى، حق المستأجر، حق الغانم، حق البائع، حق المشترى، حق المتعاقدين، حق الشريك، حق الواهب، حق الغرماء، حق المتخاصمين، حق السلطان، حق الزارع، حق الموجر، حق الموقوف عليه و ... «١» بنابراين، روشن شد كه اسلام هم تكاليف دارد و هم حقوق، بلكه با دقت در ماهيت بسيارى از تكاليف و احكام اسلامى، روشن مىشود كه آنها در واقع حقوق مىباشند و يا به حقوق بر مىگردند؛ «٢» به عنوان نمونه، حرمت شديد هر گونه ضرر مالى و جانى به خود و ديگران رسانيدن، نهى از ريختن آبروى مؤمنان، نهى توهين و فحاشى به آنها و غير آن. «٣» اين گونه احكام كه در فقه اسلامى فراوان يافت مىشود، اهميت فزاينده جايگاه انسان در اسلام و حقوق سياسى اجتماعى او در اين آيين مترقى را مىرساند. به همين دليل است كه مىتوان گفت، تكاليف اسلامى، ضامن حقوق انسان و براى اصلاح روابط او با خود، با خدا و با ديگر افراد انسانى است، كه مساوى است با حق النّفس، حق اللَّه و حق النّاس. «٤» تفكيك ناپذيرى حق و تكليف در نظام اجتماعى از واقعيتهاى انكار ناپذيرى كه در نظام اجتماعى مطرح است و مورد پذيرش همگان- حتى روشنفكران نقد كننده- تكاليف دينى «٥»- مىباشد، اين است كه هر تكليفى در مقررات حقوقى ملازم با حقّى است كه براى ديگران در نظر گرفته شده و هر حقى نيز تكليفى را براى ديگران همراه دارد. از اين رو، حق و تكليف دو مفهوم متلازماند، به طورى كه از يكديگر تفكيكپذير نيستند.
كلام جديد ٦١ مفهوم آزادى ص : ٥٩